نویسنده: فیلیپ کاتلر
۳۶ سال پیش که شروع به نوشتن درباره بازاریابی کردم عصر صنعت در نقطه کمال خود بود. تولید کنندگان در خطوط مونتاژ انبوه کالاهای خود را تولید می کردند و آنها را در انبارهای بزرگ نگهداری می کردند و منتظر می ماندند که خرده فروشان آنها را خریداری کرده و در قفسه های فروشگاهها به فروش برسانند. رهبران بازار از طریق خطوط تولید انبوه، توزیع انبوه و کمپینهای تبلیغاتی در رسانه های انبوه از سهم بازار بزرگ بهره مند می شدند.
عصر صنعتی به ما آموخته بود که پول درآوردن صنایع از طریق کارآمدی تولید و توزیع در مقیاس های بزرگ امکان پذیر است. شرکتها باید میلیونها کالای استاندارد تولید کنند و آنها را در سطحی وسیع برای رساندن به مشتریان خود توزیع کنند.تولیدکنندگان انبوه به واسطه های متعدد در زمینه مالی، توزیع، خرید نیازمند هستند تا کالاهای خود را تولید و به بخش وسیعی از مناطق جغرافیایی برسانند.
در آن زمان تولید کنندگان تلاش می کردند تا آنچه را که در مورد مشتریان نمی دانستند با روشهای مختلف تحقیقات بازار جبران کنند: پانلهای مشتریان، فوکوس گروپ و تحقیقات بازار در مقیاسهای بزرگ. هدف از این تحقیقات شناخت افراد نبود بلکه شناخت بخشهای بزرگی از مشتریان بود، مثلا زنان بین ۳۰ تا ۵۰ سال. استثنائی در این مورد وجود داشت و آن بازاریابی سازمانی و صنعتی بود. جائی که فروشندگان هر مشتری را با خصوصیات فردی می شناختند. فروشندگانی که خوب آموزش دیده بودند عادتها، ترجیحات و خصوصیات هر مشتری را تشخیص می دادند. اما این اطلاعات هیچگاه به شرکت منتقل نمی شد و در جائی ثبت و ضبط نمی گردید و زمانی که فروشنده باز نشسته می شد یا شرکت را ترک می کرد اطلاعات خود را نیز می برد و شرکت حجم وسیعی از اطلاعات مربوط به مشتری را از دست می داد. تنها در سالهای اخیر با توسعه نرم افزارهای اتوماسیون فروش و برنامه های وفادارسازی مشتریان شرکتهائی که در بازارهای صنعتی و سازمانی کار می کردند اطلاعات مربوط به مشتریان خود را در کامپیوترهای شرکت ثبت کردند.
در بازارهای مصرفی علاقه به شناخت مصرف کنندگان بعنوان فرد در پی بازارهای صنعتی و سازمانی بوجود آمد. موارد استثناء در این مورد بازاریابی مستقیم و بازاریابی کاتالوگی بود که اطلاعات مشتری را جمع آوری و تحلیل می کرد. بازاریابان مستقیم فهرستی از آدرس مشتریان را خریداری می کردند و سابقه تعامل با تک تک مشتریان خود را حفظ می کردند. جریان تعاملات با مشتریان سرنخهائی برای موارد دیگری که می تواند مورد علاقه مشتریان باشید بوجود آورد.
دستاوردهای بهتر در بازاریابی مصرفی
