غلبه بر ناتوانی آموخته شده

در مطلب قبلی در مورد ناتوانی آموخته شده نوشتم و بیان کردم که گاه آنقدر با شکست مواجه می شویم که گمان می کنیم دیگر راهی برای موفقیت وجود ندارد و کنترلی بر اوضاع نداریم و توانائی تغییر شرایط برای ما وجود ندارد. در این هنگام است که تسلیم می شویم و دست روی دست می گذاریم و تبدیل به تماشاگر زندگی خود می شویم.

بخصوص این باور برای فروشندگان تازه کار ممکن است بیشتر پیش بیاید. فروش کار مشکلی است و اینگونه نیست که  فرد بتواند به تمامی افرادی که باآنها تماس می گیرد یا ملاقات می کند کالا یا خدمات خود رابفروشد. بنابراین احساس ناتوانی آموخته شده به سراغ این گروه بیشتر می آید و فکر می کنند که تلاشهای آنها بیهوده است و نمی توانند موفق شوند.  

ادامه نوشته

ناتوانی آموخته شده

مارتین سلیگمن استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلو.انیا  در سال 1960 به اتفاق همکارانش آزمایشی را بر روی سگ ها انجام داد. وی سه گروه سگ را در سه قفس متفاوت قرار داد. گروه اول به عنوان گروه شاهد بودند و در مرحله اول آزمایشی بر روی آنها انجام نمی شد. به دسته دوم هر از چند گاهی شوک الکتریکی وارد می شد ولی در داخل قفس اهرمی وجود داشت که اگر سگها آن اهرم را فشار می دادند شوک قطع می شد و سگها پس از مدتی متوجه این موضوع شدند و با فشار دادن آن شوک را کنترل می کردند. به دسته سوم نیز مانند دسته دوم هر از چند گاهی شوک وارد می شد ولی این حیوانات امکان کنترل شوک را نداشتند و باید منتظر می شدند تا شوک متوقف شود.

پس از این آزمایش سگها را در داخل محیطی قراردادند که یا یک مانع کوتاه به دوقسمت تقسیم شده بود. در یک طرف مانع به سگها شوک داده می شد، برای فرار از شوک فقط کافی بود که سگها از روی مانع عبور می کردند و به سمت دیگر می رفتند.   


ادامه نوشته

5 چرا: روشی برای ریشه یابی مشکل

حل مساله یکی از مهارتهای کلیدی برای تمامی افراد و بخصوص مدیران است که می تواند تفاوتهای بزرگی در زندگی شخصی و شغلی ما ایجاد کند. اولین مرحله در حل مساله، شناخت مساله و ارائه تعریفی از آن است. روشهای مختلفی برای تعریف مساله  ابداع شده است که یکی از آنها روش "5 چرا" می باشد که در دهه 1970 توسط شرکت تویوتا ابداع شد.

"5 چرا" متد ساده ای است و به کاربران خود این امکان را می دهد که به ریشه مشکل دست پیدا کنند. در این متد به مشکل نگاه می کنند و می پرسند "چرا" و " چه چیزی باعث این مشکل شده است؟" در اغلب موارد پاسخ به اولین چرا ما را به "چرای" بعدی هدایت می کند. و پاسخ به "چرای دوم" چرای تازه ای را پیش روی ما پدیدار می کند و همینطور این تسلسل ادامه می یابد تا به ریشه مشکل پی ببریم.

ادامه نوشته