از پايان آغاز كنيم
توماس واتسون از سال 1924 ( بدو تاسيس شركت IBM) تا زمان مرگ (1956) مدير عامل اين شركت بود وي عوامل موفقيت اين شركت را بدين صورت تشريح مي كند:
جايگاه امروزي IBM مديون سه دليل است: اول اينكه در آغاز من تصويري دقيق از آنچه كه اين شركت بايد به آن تبديل شود در ذهن داشتم. من مدلي در ذهن داشتم كه اين شركت وقتي كه رويا (چشم انداز) من تحقق يافت چگونه بنظر خواهد رسيد.
دليل دوم اين است كه وقتي تصوير ايده آل شركت را در ذهنم مجسم مي كردم از خود مي پرسيدم كه چنين شركتي چگونه بايد عمل كند. به عبارت ديگر تصويري از چگونگي فعاليت IBM در زماني كه به اوج برسد در ذهن خود ترسيم كرده بودم.
و سومين دليل موفقيت IBM اين است كه پس از ساختن تصوير شركت در وضعيت ايده آل و تصوير چگونگي عملكرد آن در آن زمان فهميدم كه اگر از همان ابتدا عملكرد شركت مطابق تصوير ايده آل من نباشد هرگز موفق نخواهيم شد.
به عبارت ديگر من متوجه شدم كه يك شركت بسيار پيش از آنكه به يك شركت بزرگ تبديل شود بايد مانند يك شركت بزرگ رفتار كند.
لذا از همان آغاز تلاش كرديم تا شركت را بر اساس چشم انداز من قالب ريزي كنيم و شكل بدهيم. درپايان هر روز از خود مي پرسيديم تا چه حد خوب كار كرده ايم؟ و سعي مي كرديم اختلاف آنچه را كه بايد باشيم و آنچه را كه هستيم كشف كنيم و روز بعد اين اختلاف را تصحيح كنيم.
هر روز در IBM روزي است كه وقف توسعه كسب و كار مي شود و نه فقط انجام آن . ما در اين شركت داد وستد نمي كنيم، ما آن را مي سازيم.