در پست قبل گفته شد كه بخش  مغز خزنده انسان تصميم گيرنده اصلي در مورد رفتارهاي آدمي است. بنابراين براي فروش بيشتر بايد اين بخش از مغز مخاطبان را مورد توجه قرار دهيم و پيام خود را به آن برسانيم و آن را تحريك كنيم.

بر اساس نوشته پاتريك رن ولس و كريستف مورين  در كتاب نوروماركتينگ اولين ويژگي اين بخش اين است كه "خود محور" است. اين قسمت مسئول حفظ و بقاي انسان است و بقول قدما بر اساس "حب ذات" يا خود دوستي  عمل مي كند. براي اين قسمت نوع دوستي و همدردي با ديگران اصلاً اهميتي ندارد. آنچه كه  اهميت دارد منافع، نيازها و خواسته هاي خود فرد است.

بر اساس اين واقعيت مشتري براي شما اهميتي قائل نيست. محصول شما، شركت شما، تجربيات و يا تحصيلات شما اصلا براي مشتري اهميتي ندارد مگر اينكه به وي سودي برسد. براي مشتري در درجه اول اين خودش است كه اهميت دارد.. كلود هاپكينز در كتابي كه در 1920 به نام تبليغات علمي نوشته است بخوبي به اين مطلب اشاره كرده:

"به یاد داشته باشید مردمي كه شما مي خواهيد پيامتان را به آنها برسانيد افرادي خودخواه هستند، همانطور که همه ما هستنيم.آنها نگران علائق و  سود شما نيستند آنها دنبال خدمتي هستند كه به آنها مي كنيد.  نادیده گرفتن این حقیقت، یک اشتباه رایج و یک اشتباه پرهزینه در تبلیغات است. پيامهاي تبليغاتي مي گويند برند ما را بخريد."

بنابراين پيامهاي فروش و يا آگهي هاي تبليغاتي اي كه به نيازها و خواسته هاي مشتري توجه ندارد و يا منافع و مزاياي كالا را با اين نيازها و خواسته ها تطبيق نمي دهد محكوم به شكست هستند.

پيام بازرگاني اي كه مي گويد: "يخچال... از ما، آشپزخانه از شما" و نشان مي دهد كه مشتري دكور آشپزخانه خود را بر اساس مدل يخچال تغيير مي دهد با زرنگي شركت تبليغاتي بر اساس مغز خزنده مديران شركت طراحي شده است و هيچ تحريكي در مغز خزنده مخاطبان آن شركت ايجاد نمي كند  

پست مرتبط: سه مغز