سالها پیش کتاب ”جنگهای صلیبی “ نوشته ی ”امین معلوف“ نویسنده ی تونسی الاصل فرانسوی را می خواندم. با آنكه اکنون از این کتاب چندان چیزی را بخاطر نمی آورم. اما جمله ای در آن کتاب بود که از همان زمان ذهن مرا به خود مشغول کرده است و همچنان تاثیر آن پس از حدود ۱۵ سال در اندیشه ی من حضور دارد.

امین معلوف می گوید که در طول جنگهای صلیبی، همواره مسلمانان با یک دست با صلیبیون شمشیر می زدند و با دست دیگر با یکدیگر. این واقعیتی دردناک است که به دوران جنگهای صلیبی محدود نمی گردد و ردپای این ستیز های داخلی را در طول تاریخ اسلام و کشورهای اسلامی می توان مشاهده نمود.

عادت مالوف ما چنان است که کوچکترین اختلافات را چندان بزرگ می نمائیم تا بتوانیم شعار مرده باد سر دهیم.

گویی مروت با دوستان و مدارا با دشمنان در قاموس ما جایی ندارد و ستیزه جوئی با دوستان جزئی از سرشت ما گشته است.

به همین دلیل است که دوستیهایمان بالاخص در عرصه سیاسی ناپایدار است و فاصله ی چندانی  بین شعار زنده باد و مرده باد ما وجود ندارد.

نقد مشفقانه بسادگي با کینه جویی خصمانه يكسان پنداشته مي شود و نقد آرا با نقد شخصيت پاسخ داده مي شود.

یکی از دلایل عدم موفقیت مدیریت در کشور ما نیز همین عدم تحمل مخالفتی است که در زندگی ما ساری است

براستي چگونه مي توانيم صبر و تحمل و شكيبايي در مقابل آرا و عقايد يكديگر را بياموزيم؟