موانع ذهنی ۱

نادیده گرفتن

از بزرگترين وظايف مديران حل مسائلي است كه سازمان با آن مواجه مي گردد. در محيط پويا و  متغير فعلي سازمانها هر روزه  با مسايل پيچيده تر و بغرنجتري روبرو مي شوند كه اگر به موقع براي حل آنها اقدام نشود بحرانهاي جدي گريبانگير سازمان خواهد شد.

اما مديران در حل مشكلات سازماني با دو مانع روبرو هستند: ۱)موانع ذهني

۲)موانع عيني

موانع ذهني آن دسته از موانعي هستند كه ريشه در شخصيت مدير دارند و موانع عيني مشكلاتي بيروني هستند كه مدير براي حل مساله  با آن مواجه مي شود، مانند كمبود اطلاعات، مقاومت كاركنان، عدم همكاري زيردستان و ....

موانع ذهني

برخي از مكاتب روانشناسي مانند مكتب تحلبل تبادلي اصولا مميزه انسان داراي سلامت رواني را توانايي وي در حل مساله مي دانند.

انسانها به علت مشكلات و موانع رواني در بسياري از موارد وجود مساله را ناديده ميگيرند.

ناديده گرفتن مساله  بعنوان انكار آگاهانه اطلاعاتي كه در رابطه با حل يك مساله وجود دارد تعبير شده است. در حفيفت با ناديده گرفتن فرد حوزه انتخاب خويش را محدود مي كند.

چندي پيش با مدير فروش شركتي صحبت مي كردم. وي از وضعيت بد بازار سخن گفت و از اينكه زشتي ظاهري محصولات شركت كه به علت بي دقتي در مرحله توليد بوجود مي آيد مزيد بر علت شده است و از اينكه همه در شركت از وي انتظار معجزه دارند.

از وي پرسيدم چرا مشكل محصول را با مدير توليد در ميان نمي گذارد. گفت :”فايده اي ندارد.“

گفتم :“ مدير عامل ”

گفت :“ او هم چيزي سرش نمي شود”

پيشنهاد دادم كميته بازاريابي از مديران ارشد تشكيل دهدو حل مساله بهبود محصول را به اشتراك مساعي بگذارد.

گفت:“ جواب نمي دهد.”

مدير مزبور وضعيت كودك بي پناهي را در نظرم تداعي كرد كه در دنياي بي رحمي اسير شده است و كاري از وي ساخته نيست.

در حقيقت مدير مزبور همان حالت رواني را داشت كه در كودكي تجربه كرده بود، زماني كه كودكي خردسال بود و والدينش خواسته هاي وي را اجابت نمي كردند و وي كاري از دستش بر نمي آمد.

مدير فروش مورد بحث ما سه عامل را ناديده ميگرفت:

توانايي خود براي طرح معقول مساله

توانايي مدير عامل يا مدير توليد براي حل مساله

موقعيت بازار و اينكه حل اين مساله تا چه حد حياتي است.