هدف گذاری بر مبنای مدل HARD (قسمت اول)
وی در کتاب خود از تحقیقی می نویسد که فقط 13 در صد پاسخ دهندگان به آن معتقد بوده اند که هدف گذاری می تواند به آنها کمک کند که تبدیل به انسانهای بهتری که دوست دارند بشوند. بیشتر مردم اهداف متوسطی برای خود تعیین می کنند که باعث نمی شود که آنها از صمیم قلب بر روی آنها وقت و انرژی بگذارند.
وی می نویسد که اگر شما هم نسبت هم حال دنبال کردن اهداف خود را ندارید و آنها شما را بر سر شوق و ذوق نمی آورد و در هنگام بروز اولین مشکل آنها را رها می کنید. باید اهدافی را برای خود تعیین کنید که دارای صفات HARD باشند.HARD متشکل از کلمات اول چهار کلمه است
H. Heartfelt
A. Animated
R. Requires
D. Difficult
اولین ویژگی: خواسته قلبی
اگر هدفی که تعیین کرده اید متعلق به خودتان نباشد و اگر چیزی نباشد که از صمیم قلب آن را بخواهید به احتمال زیاد به آن دست نخواهید یافت ولی اگر چیزی باشد که برایتان مهم است زمین و آسمان را بهم می دوزید تا آن را بدست آورید.
چرا شما به دنبال این هدف هستید؟ پاسخ به این سوال بسیار مهم است . اگر جواب شما شبیه جوابهای ذیل است:
· چون رئیسم می گوید که رسیدن به آن مهم است.
· چون خود را مجبور حس می کنم.
· چون همسرم / دوستم / مردممی گویند که موضوع با ارزشی است.
بدانید که این هدف، هدف شما نیست و نمی تواند شما را بر سر شوق و ذوق بیاورد تا سختی ها ی رسیدن به آن را به جان بخرید. هیچ کس حال ندارد که سرسختانه برای رسیدن به چیزی که دیگران آن را مهم می دانند وقت بگذارد و انرژی مصرف کند. انگیزه های فرد باید از احساسات و هیجانات درونی منشا بگیرد. این کار به سه طریق ممکن است:
1. انگیزه ذاتی: اگر هدف شما بر موضوعی تمرکز می کند که واقعا به آن علاقه مند هستید. اگر کاری است که در اوقات فراغت هم بدون آنکه کسی شما را مجبور کند و یا پاداشی برای شمت مشخص کند آن را انجام می دهید یعنی انگیزه ذاتی برای رسیدن به آن هدف دارید و به طور دستیابی به آن را پیگیری می کنید. قضیه کشیدن و هل دادن است. گاهی کسی را باید هل داد تا کاری را انجام دهد ولی گاهی وی خودش به سمت کار کشیده می شود. وقتی انگیزه درونی باشد لازم نیست کسی انسان را هل بدهد. انسان به دنبال هدف کشیده می شود.
2. انگیزه انسانی : حس ارتباط انسانی به هدف می تواند به شما کمک کند که در خود انگیزه ایجاد کنید. اگر بتوانید منافع ناشی از رسیدن به هدف را برای دیگران احساس کنید انجام اقداماتی که برای رسیدن به آن لازم است آسانتر می شود. مثلا اگر قرار است لاغر شوید می توانید منافعی را که سلامتی ناشی از لاغری برای خانواده اتان دارد در نظر بگیرید. معمولاً در نظر گرفتن فرد خاص در این مواقع بهتر کمک می کند. برخی از سازمانهای خیریه در هنگام جمع آوری کمکهای مردم افراد خاصی را که کمک به آنها می رسد به خیرین معرفی می کنند تا در آنها انگیزه بیشتری برای کمک ایجاد کنند.
3. انگیزه بیرونی: گاهی انگیزه درونی وجود ندارد و انگیزه های انسانی نیز کمکی نمی تواند بکند و یا نمی توانید آن را بوجود بیاورید. در این مواقع گذاشتن پاداشهای بیرونی می تواند به شما کمک کند. می تواند برای خودتان در صورت دستیابی به هدف پاداش مادی در نظر بگیرید یا برای موفقیت خودتان جشن بگیرید. یا برای اهداف شرکت خود برای پرسنل پاداشهای مالی در نطر بگیرید. البته باید دقت کرد که پاداش متناسب با اهداف باشد و در ضمن پول همه چیز نیست. تجربه ثابت کرده است که شرکتهایی که فقط از پاداشهای مالی برای انگیزش پرسنل خود استفاده می کنند در رقابت با شرکتهایی که احساسات پرسنل خود را نیز در راه رسیدن به اهداف تحریک می کنند عقب می مانند.
برای گذراندن اولین مرحله در مسیر عبور کردن از آنچه هستید و رسیدن به آنچه که می خواهید باشید این است که هدفتان صمیمانه متعلق به شما باشد و آن چیزی باشد که می خواهید، نه آنچه که فکر می کنید نیاز دارید که بخواهید